بوت[1] معتقداست که اندازه گیری سرمايه فكري  به خودی خود یک مشکل نیست بلکه مشکل اساسی تر اندازه گیری تغییرات و نقل وانتقالات بین اجزای  سرمايه فكري  و بین داراییهای نامشهود و مشهود است (Bernnan ,2001).

انتخاب معیار و ابزار اندازه گیری :

در هنگام طراحی  و ایجاد یک سیستم اندازه گیری برای سرمايه فكري  می بایستی عوامل زیر در سیستم در نظر گرفت:

  • درجه ومیزان حجم سرمایه انسانی : ميزان تحصيلات، تجربه، تواناييها و… .
  • اندازه سازمان و ساختار آن
  • شایستگی ها و قابلیتهای موجود منابع انسانی
  • قابلیت در دسترس بودن داده های منابع انسانی

ادوينسون نیز تاکید می کند که یک سازمان می بایستی فقط معیارها و شاحضهایی را اندازه گیری کند که از لحاظ استراتژیکی برای رشد و رهنمود آینده شرکت مهم باشندو از طرفی سويبي  معتقد است که انتخاب این معیارها و شاخص های به استراتژی شرکت بستگی دارد.و درادامه این سه جمله را به این موضوغ اضافه می کند:

  1. حتی الامکان ساده باشد( سادگی آن حفظ شود).
  2. معیارهایی که از لحاظ استراتژیکی مهم باشند.
  3. اندازه گیری فعالیتهایی که ثروت فکری تولید می کند.

 

مهمترین ویژگیهای شاخصهای اندازه گیری :

  • ارزش پیش بینی داشته باشد.
  • کمک به تعیین این موضوع که چگونه چیزیی مانند ارزش خلق وایجاد می شود.
  • به زمینه وابسته باشد.
  • جهت و رویکرد اندازه گیری آن از دقت ان مهمتر باشد.
  • سادگی
  • ارتباط آن با استراتژی برای اجرای
  • استفاده از سیستم ها و فرآیندهای موجود بجای معرفی سیستم های پیچیده و جدید.
  • تاثیر گذاری و شکل دهی رفتار
  • جامع و قابل درک بودن.(Kenndy ,1998)

[1] -Booth

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

« بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي فکری(سرمايه انساني، سرمايه ساختاري،سرمايه مشتري) واثرات اين سرمايه ها فکری بر عملكرد سازماني شعب بانک ملت استان تهران