تاریخچه حضورذهن مبتنی بر درمان شناختی MBCT

در سال 1992 تیزدیل و ویلیامز از دانشگاه ولز و سگال از تورنتو[1]رویکرد جدیدي به منظور درمان، پیشگیري و جلوگیري از بازگشت افسردگی تبیین نموده­اند که بر اساس آن بین شناخت، هیجان و ذهن موقعیتی ارتباط دیده شده، و به نام رویکرد شناختی درمانی مبتنی بر ذهن­آگاهی معروف گردیده است. تیزدیل و همکاران (2000) همسو با مطرح شدن مباحث فراشناختی در زمینه اختلالات هیجانی، دیدگاه خود را به فراشناخت ربط دادند. آگاهی فراشناختی اشاره بر این دارد که میل­ها، فکرهاي منفی و احساسهاي دلهره آور همۀ حوادث و رویدادهاي گذراي شناختی هستند، در مقابل آن چیزي که بازتاب حوادث عینی و موجه می­باشند،  قضاوت نکردن، ذهن­آگاهی را پرورش می­دهد وقتی کسی با وضعیت هیجانی یا فیزیکی سختی روبه رومی شود، قضاوت نکردن دربارة تجربیات، بیشتراز آن چه که می­بیند و هست و چیزي که باید باشد، آگاه می­شود. البته این از پذیرش تجربیات لذت آور و دردناك ناشی می­شود. پذیرش این نیست که چیزهایی که از نظر اخلاقی قابل قبول نیست را تصدیق کنیم، بلکه پذیرش در مورد رفتارها متفاوت است. به عبارت دیگر تغییر همسان پذیرش است اگر چه سریعتر اتفاق می­افتد (جاکوبسن و همکاران، 2000) به نظر تیزدل و همکاران (1995) مهارتهای کنترل توجه که در مراقبه حضورذهن آموخته می­شوند می­تواند در پیشگیری از عود افسردگی اساسی مفید باشد. نظریه پردازش اطلاعاتی آنها در مورد عود افسردگی نشانگر این است که افرادی که دوره­ های افسردگی  اساسی را تجربه کرده­اند، نسبت به حالتهای ملایم خلق ملال انگیز آسیب پذیرند، و این حالتها ممکن است الگوی تفکر افسرده را که مربوط یا دوره­های قبلی افسردگی است، دوباره فعال کند. این برنامه­ها عناصری از درمان شناختی را در برمی­گیرد که باعث جدا شدن دیدگاه فرد از افکارش می­گردد و عدم محوریت آن را موجب می­گردد. مثلاً اظهاراتی چون ” افکار واقعیت نیستند” را شامل می­شود. MBCT برای کاهش عود افسردگی طراحی شده، بدین صورت که افراد در طی آن می­آموزند تا افکار و احساسات خود را بدون قضاوت مشاهده کنند و آنها را به سادگی  به عنوان رویدادهای ذهنی که در حالت رفت وآمد هستند، بنگرند. در این رویکرد فرض بر این است که افراد می­آموزند چگونه در دام الگوهای نشخوار فکری خود درگیر نشوند (تیزدل و همکاران، 2002).

درمان مبتنی بر ذهن­آگاهی بواسطه اینکه به هر دو بعد جسمانی و ذهنی می پردازند دارای اثربخشی بالایی برای درمان برخی اختلالات بالینی و بیماریهای جسمانی گزارش شده است. در دو دهه اخیر تعداد زیادی از مداخلات و درمانهای مبتنی بر ذهن­آگاهی ظهور کرده­اند (بائر، 2003).

[1]– Toronto.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی و کاهش سردرد تنشی زنان شهر کرمانشاه