بررسي دليل لزوم اجراي صيغه و دوري ازمعاطات

در مقابل طرفداران صحت نكاح معاطاتي،كساني قرارگرفته اند كه، معتقدند بايد صيغه عقد در نكاح جاري شود، در غير اينصورت نكاح باطل است. كه مي توان براي اثبات ادعاي آنها دلايل زير را اقامه كرد:

3-3-1-آیات

در آيات الاحكام در ذيل آيه «إذْ تَقُولُ ِللَّذي أَنْعَمَ االلهُ عَلَيهِ وأنْعَمتَ عليهِ أمسِك عَلَيكَ زَوجَکَ وَاتقَ اللهَ وَتُخْفي في نَفسِكَ ما اللهُ مُبديه وتَخْشَي النّاسَ وَ االلهُ أحقُّ أن تَخشَئه فَلَم قَضي زَيدً مِنها وَ طَراً زوج ناكَها لكَي لا يَكُونَ عَلي المُومِنينَ حرَج فِي أزوجِ أَدعيائهِم إذَا قَضَوا منهنَّ وطراً وكانَ أمرُ االلهِ مَفعُولاً(احزاب/33-37).

و چون تو به آن كسي (زيد بن حارثه) كه خدايش نعمت (اسلام) بخشيد و نيز نعمت (آزادي) به او داده بودي، گفتي:«زنت را نگهدار و از خدا بترس» و در دل آنچه را خدا آشكار ساخت. پنهان ميداشتي، و از (سرزنش) خلق مي ترسيدي، حال آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسي. پس چون زيد از آن زن كام گرفت (وطلاقش داد) او را به نكاح تو درآورديم، تا مؤمنان در نكاح زنان پسر خوانده هايشان- هنگامي كه طلاق گيرند- حرَجي نباشد و
فرمان خدا انجام شدني است. آمده است: آيه علاوه برجواز ازدواج با همسر مطلقه پسرخوانده دليل است براجراي صيغه نكاح به لفظ زوجت؛ چه درآيه به زوجناكها (با تعديه تزويج به دو مفعول بلاواسطه) تعبير شده است(
مدير شانچي:1384، 263).

آيه ديگري كه بعضي از فقهاء به آن استدلال كرده اند آيات 20و 21سوره مباركه نساء است كه مي فرمايد: «و إنْ أردتُم استبدالَ زوجٍ مكَانَ زوجٍ و ءاتَيتُم إحدئهنَّ قنطَاراً فَلا تَأخُذُوا منْه شَياً أتَأخُذُونَه ب هتَاناً و إِثْماً مبِيناً  وكَيف تَأخُذُونَه و قَد أفْضي بعضُكُم إلي بعضٍ و أخَذْنَ منكُم ميثاقَاً غَليظاً» و اگر خواستيد (زني را رها كنيد) و زني ديگر را به جاي او اختيار كنيد و مال بسياري مهر او كرده ايد، البته نبايد چيزي از مهر او را بازگيريد آيا براي گرفتن مهر زنان به تهمت و گناه آشكار متوسل مي شويد؟! چگونه مهر آنان را خواهيد گرفت، درصورتي كه شما با يكديگر آميزش كامل داشته ايد، و درصورتيكه آنها زمان ازدواج از شما عهد محكمي، یعني عقد زوجيت گرفته اند. براساس روايتي كه در صحيحه بريد آمده است: قال سألت أبا جعفرٍ(ع) عنْ قول االلهِ عزّوجلّ «وأخذن منكم ميثاقاً غليظاً» فقال: الميثاق هو الكلمه التي عقد بها النكاح، وأما قوله، غليظاً، فهو ماء الرجل يفيضه اليها»(حر عاملی :1410، ج9، 358).

ميثاق همان كلمه اي است كه با آن نكاح واقع مي شود. آيت االله خويي مي نويسد: اين روايت بر اعتبار لفظ و نيز عدم كفايت رضايت قلبي، بلكه برعدم كفايت تلفظ به غيرالفاظ معين دلالت واضحي دارد(خویی:1377، ج3، 129).

بايد گفت: آيه نافي اعتبار نكاح معاطاتي نيست، زيرا آيه با توجه به تفسيرذكر شده، مورد متعارف و شايع را بيان مي نمايد. به تعبير ديگر آيه حداكثر درستي نكاح با صيغه را اثبات مينمايد و اين مستلزم بي اعتباري نكاح بدون صيغه نمي باشد، بدين ترتيب روايت بريد دلالتي بر موضوع بحث ندارد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی ازدواج سفید از نظر فقه امامیه و حقوق کیفری ایران