آيين دادرسي خاص دادگاه خانواده

آيين دادرسي به مفهوم اخص، به نحوه رسيدگي در دادگاه، نحوه اقامه دعوا، تشكيل جلسه رسيدگي، رسيدگي فوري (دستور موقت)، تصميمات دادگاه، صدور رأي و طرح شكايت از احكام و طواري دادرسي، مربوط مي شود.

آيين دادرسي خانواده نيز بسيار گسترده است و شامل نحوه رسيدگي به دعاوي طلاق، نگهداري و حضانت اطفال، فرزند خواندگي و … مي شود.( بداغي، ، 1388 ، ص 33)

اما در آيين دادرسي خاص براي دادگاه خانواده، بخش قابل توجهي از قواعد مشترك، بين آيين دادرسي در امور مدني و خانواده وجود دارد. براي مثال: تشكيل جلسه، تبادل لوايح يا استماع اظهارات طرفين يا طواري دادرسي، همگي مشترك بوده و لذا امكان و نياز به طرح همه اين موارد در اين تحقيق وجود ندارد و موضوع اين پايان نامه نيز نمي باشد.

آن چه كه در اين مبحث در زمينه آيين دادرسي خاص دادگاه خانواده، مورد بررسي قرار گرفته است، ابتدا تبيين ضرورت اختصاصي بودن آيين دادرسي دعاوي خانوادگي و اصول حاكم بر آن است. سپس، بررسي موضع قانون جديد حمايت خانواده نسبت به آيين دادرسي خاصِ دادگاه خانواده و بررسي آن دسته تحولاتي است، كه در قانون جديد حمايت خانواده، نسبت به قوانين فعلي صورت پذيرفته است. و لذا بر همين اساس، از ذكر موارد مشترك و تكراري اجتناب شده است. براي مثال قوانين مربوط به طرز واخواهي، تجديد نظر خواهي و فرجام خواهي از احكام صادره از سوي محاكم خانواده كه تابع مقررات قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب مصوب 21/1/1379 است و يا قوانين مربوط به اجراي احكام خانواده، كه تابع قانون اجراي احكام مدني مصوب 1/8/1356باشند، هيچ تغييري پيدا نكرده اند و اصلا قانون حمايت خانواده متعرض آنان نشده است.

مبحث ششم-  ضرورت اختصاصي بودن آيين دادرسيِ دعاويِ خانوادگي

آيين دادرسي در تمام نظام هاي حقوقي در درجه اول از اهميت قرار دارد؛ زيرا با رعايت اين قواعد است كه شخص مي تواند احقاق حق نمايد و رعايت آن موجب مي شود، نظم و امنيت در جامعه حاكم شود و اشخاص براي احقاق حق خويش، از توسل به وسايل شخصي پرهيز نمايند و كاملا واضح است،هرچه روابط اجتماعي پيچيده تر مي شود، قواعد دادرسي بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد.در توجيه تدوين و تصويب آيين دادرسي ويژه دعاوي خانوادگي، موارد زير قابل توجه است:

1-متمايز بودن دعاوي خانوادگي به لحاظ ماهيت

ماهيت دعاوي خانوادگي با توجه به ويژگي هاي كانون خانواده كه كانوني استوار بر عشق و عاطفه است، ايجاب مي كند، نگاه قاضي به دعاوي خانوادگي و نحوه رسيدگي به اين دعاوي متفات باشد.

2 متمايز بودن دعاوي خانوادگي از لحاظ متأثرين از حكم دادگاه

اعطاي حق به ذيحق در روابط حقوقيِ غير خانوادگي، صرفا در رابطه با طرفين دعوا موثر بوده و به ندرت نسبت به اشخاص ثالث اثر مي گذارد. اما احكام قاضي در دعاوي خانوادگي ممكن است بر اشخاص ثالث ( مانند تأثير حكم حضانت بر فرزندان) و حتي جامعه (مانند آثار مخرب طلاق بر جامعه) تأثير گذار باشد. لذا با توجه به تأثير فرايند طولاني دادرسي بر متأثرينِ از دعاوي خانوادگي، ضرورت نگاه ويژه و خاص، بدان، جهت تقليل آثار مخرب آن توجيه مي شود.( نوروند، عصمت، پيشين، ص 31)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی نوآوری های قانون جدید حمایت خانواده