مدیریت دانش تنها بر نوآوری تمرکز نداشته و محیطی را ایجاد می کند که مساعد و مناسب برای رخ دادن نوآوری باشد (پلسیس،2007).

اعلایی و همکاران [1](2012) مدیریت دانش بر نقش نوآوری سازمانی تکیه ندارد ، بلکه شامل یک محیط ایده ال در خلق نوآوری است ، این تاثیرات شامل موارد زیر است:

1- ایجاد مزیت رقابتی پایدار : نقش اولیه مدیریت دانش در نواوری محیط های تجاری امروزی ، خلق مزیت رقابتی با استفاده از روش های مشارکتی کسب دانش است.

  • کاهش پیچیدگی فرایند نوآوری : نقش دوم مدیریت دانش تعدیل دهنده فرایند نوآوری است . بر این عقیده است که افزایش میزان دانش در سازمان ها ، منجر به افزایش پیچیدگی در طراحی و مدیریت محصولات جدید می گردد، اما این پیچیدگی بر پایه مدیریت دانش و واحد های دانش مدار سازمان براحتی قابل شناسایی است.
  • ادغام یا انسجام دانش ضمنی و تلویحی در سازمان : این ادغام باعث می شود که دانش و اطلاعات براحتی در دسترس قرار گیرد.
  • ایجاد دانش آشکار و صریح: نقش چهارم دانش در فرایند نوآوری درجه بندی دانش آشکار است، هرچند دانش آشکار همانند دانش ضمنی به آسانی در اختیار رقبا قرار می گیرد، با این همه دانش آشکار یکی از مهمترین مولفه های نوآوری است.
  • مشارکت در تسهیم اهداف: مشارکت به عنوان توانایی مصرف کنندگان ، عرضه کنندگان و کارکنان در ایجاد شرایط تسهیم دانش در محدوده های داخلی و بیرونی سازمان معرفی می شود. این امر زمینه را برای مشارکت در اهداف تجاری در میان کلیه اعضا میسر می سازد . لذا میتوان چنین استنباط کرد که مشارکت در سازمان به دو شکل داخلی و خارجی نمایان می شود ، این خود نقش مهمی را در انتقال دانش ضمنی و ایجاد و گردآوری مهارت ها ایفاء می کند.
  • انسجام و حفظ فرایند دانش :نقش ششم دانش در فرایند نوآوری ، فعالیت های مدیریتی مختلف در چرخه زندگی مدیریت دانش است  که شامل مرحله ایجاد ،گردآوری ، تسهیم و کاربرد دانش است . مدیریت دانش نقش مهمی را در تضمین انسجام سازمان از طریق ساختار سازمانی ایفا می کند. نوآوری عامل مهمی برای حمایت از تلاش های نوآورانه بوده و در تعریفشخصیت افراد نیز مشارکت دارد. در واقع نوآوری را یک موسسه به بازار ارائه می دهد ممکن است به سبب خلاقیت کارگران دانشی آن باشد.

درواچ و مک ناگتون[2] (2002)  مدیریت دانش به عنوان یک مفهوم مهم اغلب به عنوان مقدمه ای برای نوآوری مطرح می گردد . مدیریت دانش موثر و کارا به عنوان یک  فلسفه تجاری راهنما عمل می نماید و بر استراتژی های انتخابی مدیران در درون سازمان تاثیر می گذارد . مدیریت دانش موثر به عنوان یکی از متدهای و روش های بهبود نوآوری و عملکرد در سازمان معرفی گردیده است. به طور خاص ، انتشار دانش و پاسخگویی به دانش به عنوان دو بعدی که بیشترین تاثیر را بر ایجاد مزیت رقابتی مانند نواوری مطرح می گردند. مطالعات در زمینه فرآیند کسب دانش رابطه مثبتی را بین کسب دانش بازار (دانش خارجی ) یا دانش کارکنان (دانش داخلی ) و نوآوری کشف نموده اند.

لین و دیگران[3] (2000) ، دانش جدید کسب شده در تعامل با دانش پیشین موجود در سازمان ذخیره کلی دانش سازمان را دچار تغییر خواهد کرد. به سبب وجود رابطه بین دانش موجود در سطوح مختلف سازمان ، دانش تولید شده به عنوان مبنایی برای ایجاد امور و مدلهای ذهنی جدید مورد استفاده قرار می گیرد . بنابراین ، جریان دانشی که از بیرون سازمان وارد می شود فرصتی برای ترکیب مجدددانش موجود و خلق دانش جدید می باشد . بر اساس این دیدگاه، ایده های جدید پیرامون توسعه فرایندها ، محصولات ،وخدمات از طریق این دانش جدید پدیدار می شود . اگرچه ممکن است هر گونه دانش کسب شده ای رابطه ای مستقیم با مزیت هایی چون نوآوری نداشته باشد ، اما می توان در یک نقش حمایتی عمل نموده و عملکرد کلی سازمان را افزایش دهد.استخراج ذخیره سرمایه ذهنی کارکنان وتسهیم دانش درسازمان جزو وظایف اساسی مدیریت بوده و پیش مقدمه ای برای نوآوری می باشد . کسب دانش پیرامون بازار به عنوان یک پیش منبع برای توسعه نوآوری است که نیازمندهای مشتریان را به خوبی پاسخ گوید(علامه وزارع،1387 ).انتشاردانش و پاسخگویی به دانش دارای پتانسیل بالقوه برای خلق مزیت رقابتی برای شرکتها  نوآور می باشد، و برای پاسخگویی وانتشار دانش شرکت به ترکیبی خاص از ساختار رسمی ، روابط غیر رسمی، مهارتها و تجربیات افراد خود وابسته می باشد ، بنابراین انتشار و پاسخدهی به رفتارهای دانشی برای هر سازمانی منحصر به فرد بوده و خاص خود هر سازمان می باشد و بنابراین تقلید آن مشکل است،به دلیل این ویژگی ها انتشار دانش و پاسخدهی به دانش رابطه ای مستقیم با نوآوری و عملکرد سازمان دارد.چگونگی جذب دانش خارجی و چگونگی ادغام آن با دانش موجود و خلاقیت و خلق تکنیک ها ، محصولات و سبک های مدیریتی جدید مسئله اساسی جدید شرکتها در پیگیری نوآوری سازمانی می باشد . با ایجاد یک سیستم مدیریت  دانش ممتاز این امکان برای سازمان فراهم می آید تا به صورت موثر و کارا از منابع خود استفاده نمایند،در نتیجه می تواند تجربیات مدیریتی کسب و کار را تلفیق کرده و به اهداف خود برای نوآوری سازمانی دست یابند(چانگ ولی[4]( 2008).

[1].alaei & colleague

[2]. darroch & mcnaughton

[3] .Line & colleague

[4]. chang & lee

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي رابطه مديريت دانش و نوآوری محصول در شركت هاي صنعتي استان گيلان